
به گزارش امید اقتصاد آنلاین ، دکتر سید علی موسوی، کارشناس پولی و بانکی در یادداشتی به مساله چرا کنترل تراز نامه ای به کاهش تورم منجر نمیشود؟ پرداخته است.
محدودیت درآمد مشاع بانک ها و افزایش زیان انباشته
یکی از اقدامات بانک مرکزی، محدود کردن توان وام دهی بانکها از محل درآمد مشاع (سود حاصل از تسهیلات) بوده است. این در حالی است که هزینه های عملیاتی بانک ها (از جمله حقوق پرسنل، هزینههای فناوری و زیرساخت) کاهش پذیر نیست و ماهیت ثابتی دارد.
وقتی درآمد بانکها محدود میشود، اما هزینههای آنان ثابت می ماند، نتیجه چیزی جز افزایش زیان انباشته و تشدید کسری ترازنامه نخواهد بود.
اضافه برداشت از بانک مرکزی و رشد نقدینگی
در غیاب منابع درآمدی کافی، بانک های متضرر ناگزیر به استقراض از بانک مرکزی روی میآورند. این اضافه برداشتها، عملاً به معنای تزریق پول جدید به اقتصاد است که بدون پشتوانه تولیدی صورت میگیرد. افزایش پایه پولی از این طریق، مستقیماً به رشد نقدینگی و در نهایت افزایش تورم منجر میشود.
سیاست کنترل ترازنامهای: درمان یا تشدید بیماری؟
نتیجه آنکه، سیاست های انقباضی بانک مرکزی در حوزه ترازنامه، اگرچه در ظاهر برای کاهش نقدینگی طراحی شدهاند، اما در عمل با تحمیل فشار مالی به نظام بانکی، مسیر معکوسی را طی میکنند:
تسهیلات به تولید نمیرسد، زیرا بانک ها در تنگنای مالی قرار میگیرند.
رشد نقدینگی ادامه مییابد، زیرا کسری ترازنامه بانکها از طریق استقراض از بانک مرکزی پر میشود.
تورم نه تنها کاهش نمییابد، بلکه ساختار اقتصاد را نیز تضعیف میکند.
راهکار جایگزین: تنظیم سیاستهای کارآمدتر
اگر هدف واقعی، کنترل تورم است، بانک مرکزی باید به جای محدودکردن یکجانبه ترازنامه بانکها، به سمت سیاستهای هدفمندتر حرکت کند، از جمله:
تنظیم نرخ سود بین بانکی به گونهای که انگیزه اضافه برداشت کاهش یابد.
تسهیل شرایط برای افزایش سرمایه بانکها و کاهش فشار بر ترازنامه.
هماهنگی با سیاستهای مالی دولت برای کنترل کسری بودجه که یکی از عوامل اصلی تورم است.
در غیر این صورت، تداوم این روند میتواند به تشکیل چرخه معیوب تورم-رکود بینجامد، که درمان آن در آینده به مراتب دشوارتر خواهد بود.
انتهای پیام/
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰